تمرین‌های درس 1 عربی دوازدهم تجربی و ریاضی

التمرین الأول: أیُّ کلمهٍ مِن کلماتِ مُعجَمِ الدّرسِ تُناسِبُ التَّوضیحاتِ التّالیهَ؟

(چه واژه ای از کلمه های لغتنامه درس با توضیحات زیر متناسب است.

1- آلَهٌ ذاتُ یَدٍ مِنَ الخَشَبِ وَ سِنٍّ عَریًضَهٍ مِنَ الحَدیدِ یُقطَعُ بِها.  (الفأس)

(ابزاری دارای دسته ای از چوب و دندانه ای [سری] پهن از آهن که با آن می برند.)

2- تِمثالٌ مِن حَجَرٍ أو خَشَبٍ أو حدیدٍ یُعبَدُ مِن دونِ الله.  (الصُنم)

(تندیسی از سنگ یا چوب یا آهن که به جای خدا پرستیده می شود.)

3- عُضوٌ مِن أعضاءِ الجِسمِ یَقَعُ أعلَی الجِذعِ.   (الکتف)

(اندامی از اندامهای بدن که بالای تن قرار دارد.)

4- التّارِکُ لِلباطِلِ وَ المُتَمایِلُ إلَی الدِّینِ الحَقِّ. (الحَنیف)

(رهاکننده باطل و متمایل به دین حق.)

5- إنَّهُم بَدَؤوا یَتَکَلَّمونَ بِکَلامٍ خَفیٍّ.   (یَتَهامَسونَ)

(ایشان با زبانی پنهان شروع به سخن کردند.)

اَلتَّمْرینُ الثّانی: تَرجِمَ العباراتِ التّالیَهَ ثُمَّ عَیِّنِ الحَرفَ المُشَبَّهَ بِالفِعلِ وَ لا النّافیَهَ لِلجِنسِ. 

(عبارتهای زیر را ترجمه کن سپس حرف مشبهه بالفعل و لای نفی جنس را مشخص کن.)

1- ﴿ قیلَ ادخُلِ الجَنَّهَ قالَ یا لَیتَ قَومی یَعلَمونَ بِما غَفَرَ لی رَبِّی وَ جَعَلَنی مَنَ المُکرَمینَ﴾  لَیتَ=از حروف مشبّهه بالفعل

گفته شد: داخل بهشت شو. گفت: ای کاش، قومِ من آگاهی میداشتند از اینکه پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامیان قرار داده است.

۲- ﴿ … لا تَحزَن إنَّ اللهَ مَعَنا … ﴾  حرف «لا» در «لا تَحْزَن» لای نهی است.

اندوه مدار که خدا با ماست.

۳٫  ﴿… لا إلهَ إلاَّ اللهُ … ﴾  لای نفی جنس

هیچ خدایی جز خداوند نیست.

۴- لا دینَ لِمَ لا عَهدَ لَهُ.   لای نفی جنس

کسی که هیچ {وفای به} پیمانی ندارد، هیچ دینی ندارد.

اَلتَّمرینُ الثّالِثُ: لِلتَّرجِمَهِ.

أ) اقرأ الشِّعرَ المنسوبَ إلیَ الْإمامِ عَلیٍّ، ثمّ عَیِّنْ ترَجَمَهَ الکْلَمِاتِ التَّی تحَتَها خَطٌّ.

(شعر منسوب به امام علی را بخوان؛ سپس ترجمه کلمه هایی را که زیرشان خط است مشخص کن.)

أَیُّهَا الْفاخِرُ جَهلاً بِالنَّسَبْ / إنَّمَا النّاسُ لِأُمٍّ و لِأبْ

ای که نابخردانه افتخار کننده به دودمان هستی، مردم، تنها از یک مادر و یک پدراند.

هَل تَراهُم خُلِقوا مِن فِضَّهٍ / أَمْ حَدیدٍ أَمْ نُحاسٍ أَمْ ذَهَبْ

آیا آنان را می بینی (می پنداری) که از نقره، آهن، مس یا طلا آفریده شده اند؟

بَل تَراهُم خُلِقوا مِنْ طینَهٍ / هَل سِویٰ لَحْمٍ و عَظمٍ وعَصَبْ

بلکه آنان را می بینی از تکّه گِلی آفریده شده اند. آیا به جز گوشت و استخوان و پی اند؟

إنَّمَا الْفَخْرُ لِعَقلٍ ثابِتٍ / وَ حَیاءٍ وَعَفافٍ وأَدَبْ

افتخار، تنها به خِردی استوار، شرم، پاکدامنی و ادب است.

ب) اِستَخرِج مِنَ الأبیاتِ اسمَ الفاعِلِ وَ الفِعلَ المَجهولَ وَ الجارَّ وَ المَجرورَ وَ الصِّفَهَ وَ المَوصوفَ. 

 اسمَ الفاعِلِ: الْفاخِرُ، ثابِتٍ / الفِعلَ المَجهول: خُلِقوا / الجارَّ وَ المَجرورَ: بِالنَّسَبْ، لِأُمٍّ، لِأبْ، مِن فِضَّهٍ، مِنْ طینَهٍ، لِعَقلٍ / الصِّفَهَ وَ المَوصوفَ: عَقلٍ ثابِتٍ

اَلتَّمرینُ الرّابِعُ: تَرجِمِ الأحادیثَ النَّبَویَّهَ ثُمَّ عَیِّنِ المَطلوبَ مِنکَ.

(حدیثهای نبوی را ترجمه کن سپس آنچه را از تو خواسته شده مشخص کن.)

۱- کُلُّ طَعامٍ لا یذکَرُ اسمُ اللهِ عَلَیهِ لا بَرَکَهَ فیهِ.   (الفعلَ المجهول و نوعَ لا)

(هر خوراکی که اسم خداوند بر آن یاد نشود، برکتی در آن نیست.)

الفعلَ المجهول: لا یذکَرُ / نوعَ لا: لای نفی مضارع در «لا یذْکَرُ»، لای نفی جنس در «لا بَرَکَهَ»

۲- لا تَغضَبْ فَإنَّ الغَضَبَ مَفسَدَهٌ.  (نوعَ الفعل)

(خشمگین مشو؛ همانا خشم مایه تباهی است.)

لا تَغضَبْ: فعل نهی

۳- لا فَقرَ أشَدُّ مِنَ الجَهلِ وَ لا عِبادَهَ مِثلُ التَّفَکُّرِ. (المضاف إلیه و نوع لا)

(هیچ تهیدستی ای سخت تر از نادانی و هیچ نیایشی مانند اندیشیدن نیست.)

المضاف إلیه: التفکّر / نوع لا: لای نفی جنس

۴- لاتُطْعِمُوا الْمَساکینَ مِمّا لاتأکلونَ.         (نوَعَ لا، وَ مُفرَدَ «مَساکین»)

(مسکینان را از آنچه نمی‌خورید خوراک ندهید.)

نوَعَ لا: لای نهی در«لاتُطْعِمُوا»، لای نفی مضارع در «لاتأکلون» / مُفرَدَ «مَساکین»: مسکین

۵- لا تسُبُّوا النّاسَ فَتَکتَسِبُوا العَداوَهَ بَینَهُم. (فِعلَ النهَّی، وَ مُضادَّ عَداوَه)

(مردم را دشنام ندهید؛ که با این کار میانشان دشمنی به دست می‌آورید.)

فِعلَ النهَّی: لا تسُبُّوا / مُضادَّ عَداوَه: صداقه

۶- خُذُوا الْحَقَّ مِنْ أهْلِ البْاطِلِ و لاتأخُذُوا البْاطِلَ من أهْلِ الْحَق کونوا نُقّاد الکَلام. (اَلْمحَلَّ الْإعرابی لِما تَحتَهُ خَطٌّ)

(حق را از اهل باطل [یاد] بگیرید و باطل را از اهل حق نگیرید؛ سخن سنج باشید.)

البْاطِلِ: مضاف الیه / البْاطِلَ: مفعول / أهْلِ:‌ مجرور به حرف جرّ

اَلتَّمرینُ الخامِسُ: لِلتَّرجِمَه (برای ترجمه)

جَلَسَ: نشستجَلَسنا: نشستیم / الجالِس: نشستهلا تَجلِسوا: ننشینید / اِجلِسنَ: بنشینید
أجلَسَ: نشانیدأجلِسْ: بنشان / لَم یُجلِسوا: ننشانیدندلاتُجلِسی: ننشان / سَیُجلِسُ: خواهد نشانید
عَلِمَ: دانستقدْعَلمْتَ: دانسته ای / اِعْلَمْ: بدانلمْ أعْلمْ: ندانستم؛ ندانسته ام / لایَعْلمُ: نمی داند
عَلّمَ: یاد دادقدْ یُعَلّمُ: یاد داده است / أُعَلِّمُ: یاد می دهملن یُعَلّمُ: یاد نخواهد داد / لِیُعَلِّمْ: باید یاد بدهد
قَطَعَ: بریدقُطِعَ: بریده شد / المَقطوع: بریده شدهکانا یَقطَعانِ: می بریدند / لا تَقطَعْ: نبر
اِنقَطَعَ: بریده شدما انقَطَعَ: بریده نشد / الاِنقِطاع: بریده شدنسَیَنقَطِعُ: بریده خواهد شد لَن یَنقَطِعَ: بریده نخواهد شد
غَفَرَ: آمرزیدقَد غَفَرَ: آمرزیده است / المَغفور: آمرزیدهلا یُغفَرُ: آمرزیده نمی شود / الغَفّار: بسیار آمرزنده
اِستَغفَرَ: آمرزش خواستقَد اِستَغفَرتُم: آمرزش خواسته اید / لا یَستَغفِرونَ: آمرزش نمی خواهندالاِستِغفار: آمرزش خواستن / اَستَغفِرُ: آمرزش می خواهم

التمرین السادس: اقرأ هٰذِهِ الأنشودَهَ؛ ثمّ ترَجِمْها إلیَ الفْارِسیّه.

این سروده ها را بخوان؛ سپس آنها را به فارسی برگردان.

یا إلٰهی، یا إلٰهی / یا مُجیبَ الدَّعَواتِ

ای خدای من، ای خدای من، ای برآورنده دعاها.

اِجْعَلِ الْیَوْمَ سَعیدا / وَ کَثیرَ الْبَرَکاتِ

امروز را خوش اقبال و پر برکت بگردان (قرار بده).

وَ امْلأ الصَّدْرَ انْشِراحاً / وَ فمَی باِلْبَسَماتِ

و سینه ام را از شادمانی و دهانم را از لبخندها پر کن.

وَ أعنّی فی دُروسی / وَ أَداءِ الواجِباتِ

و مرا در درس هایم و انجام تکالیف یاری کن.

وَ أَنِرْ عَقْلی وَ قَلْبی / بِالْعُلومِ النّافِعاتِ

و خردم و دلم را با دانشهای سودمند روشن کن(نورانی کن).

وَ اجْعَلِ التَّوْفیقَ حَظّی / وَ نَصیبی فی الْحَیاهِ

و موفقیت را بختم و بهره ام در زندگی قرار بده.

وَ امْلَأ الدُّنیَا سَلاماً / شامِلاً کُلَّ الْجِهاتِ

و دنیا را از آشتی فراگیر در همه جهت ها پر کن.

وَ احْمِنی وَ احْمِ بلِادی / مِنْ شُرورِ الحادِثاتِ

و من و کشورم را (سرزمینم را) از پیشامدهای ناگوار نگه دار.

اَلتَّمرینُ السّابِعُ: ضَعْ فی الفَراغ کلَمَهً مُناسِبهً.

(در جای خالی کلمه مناسب را بگذار.)

۱- قالَ الْإمامُ الحَسَنُ: «… أحَسَن الْحسَنِ الْخُلُقُ الْحْسَن.» (أنَّ   إنَّ   لکِنَّ )

امام حسن گفت: «بهترین نیکی، خوی نیک است.»

۲- سُئلَ المُدیرُ: أ فی المَدرَسَهِ طالبٌ؟ فأَجَاب: «… طالبَ هُنا.»   (لِأنَّ □  لا ■  فَإنَّ □)

از مدیر پرسیده شد: آیا در مدرسه دانش آموزی هست؟ او پاسخ داد: هیچ دانش آموزی اینجا نیست.

۳- حَضَرَ السُّیّاحُ فی قاعَهِ الْمَطارِ؛ … الدَّلیلَ لمَ یحْضُرْ.   (أنَّ   لکنَّ  لعَلَّ  )

گردشگران در سالن فرودگاه حاضر شدند؛ ولی راهنما حاضر نشد.

۴- تَمَنَّی المُزارِعُ: «… الْمَطَرَ یَنزِلُ کَثیراً!»  (کَأَنَّ  لِأنَّ   لیَتَ )

کشاورز آرزو داشت: کاش باران بسیار ببارد.

۵- لِماذا یَبکِی الطِّفلُ؟ – … جائِعٌ.   (أنَّهُ  لِأنَّهُ   لیَتَ )

چرا کودک می گرید؟ – زیرا او گرسنه است.

اَلتَّمرینُ الثّامِنُ: أَکْمِلْ تَرجَمَهَ هذَا النَّصِّ؛ ثُمَّ اکْتُبِ الْمَحَلَّ الْإعرابیَّ لِلْکَلِماتِ الَّتی تَحْتَها خَطٌّ.

(ترجمه این متن را کامل کن؛ سپس محل اعرابی کلمه هایی  را که زیر آنها خط است بنویس.)

حینَ یَرَی «الطاّئرُ الذَّکیُّ» حَیوَانا مُفْتَرِساً قرُبَ عُشِّهِ، یَتَظاهَرُ أَمامَهُ بِأَنَّ جَناحَهُ مَکسْورٌ، فَیَتْبَعُ الحَیوَانُ المُفترِسُ هذِهِ الفَریسَهَ، وَ یبَتْعِدُ عنَ العُشّ کَثیراً. وَ عِندَما یَتَأَکَّدُ الطاّئرُ مِنْ خِداع العَدوِّ وَ ابتْعِادِهِ وَ إنِقاذِ حَیاهِ فِراخِهِ، یَطیرُ بَغْتَهً.

پرنده باهوش هنگامی که جانورِ درنده ای را نزدیکِ لانه اش می بیند، روبه رویش وانمود می کند که بالش شکسته است، در نتیجه جانورِ درنده این شکار را تعقیب می کند و از لانه بسیار دور می شود. و وقتی که این پرنده از فریبِ دشمن و دور شدنش و نجاتِ زندگیِ جوجه هایش مطمئن می شود، ناگهان پرواز می کند.

الطاّئرُ: فاعل / حَیوَانا: مفعول /  مُفْتَرِساً: صفت / عُشّ: مضاف الیه / الحَیوَانُ: فاعل / المُفترِسُ: صفت / عنَ اِلعْشُّ: جارّ و مجرور / خِداع: مجرور به حرف جارّ / حَیاهِ: مضاف الیه